سفارش تبلیغ
کیف موبایل Angry Birds
یک کیف موبایل شیک و جذاب با برند معروف و با کیفیت Golla، دارای جای هندزفری و کارت اعتباری
دستبند بلوتوث ویبره
وقتی گوشی شما زنگ بخورد شماره تماس طرف مقابل روی دستبند نمایش یافته و دستبند می لرزد.
اسپیکر فلش‌خور
اسپیکر شارژی کوچک دارای ورودی usb برای پخش فلش مموری و فایل های microSD
دستبند بلوتوث ویبره
بهترین ها را بدانید
سه چیز، دشمنی به بار می آورد : نفاق، ستمگری و خودبینی . [امام صادق علیه السلام]
بهترین ها را بدانید

بسمه تعالی

در عصر امام خمینی، لیاقت آن را یافتیم که به چشم خود، دو فرهنگ سیاسی متفاوت را به موازات یکدیگر، تجربه و ‏مقایسه کنیم. در یکسو، "سیاستمداران"  بوده و خواهند بود که تنها بر مدار سیاست و قدرت و چرتکه اندازیهای عادی و ‏مادی، تحلیل می کنند و تصمیم می گیرند. آنان هیچ وقت و هیچ کجا، دست خدا و مدیریت الهی را نمی بینند و هرگز، ‏حتی هاله ای از  نور عنایت خدا را که در عصر خمینی عزیز بر این ملت باریدن گرفت، مشاهده نمی کنند. اصطلاحا  ‏مذهبی اند اما نه اهداف و نه طرز محاسبات سیاسیشان، با اهداف  و با طرز محاسبات مادیون عالم، تفاوتی ندارد. منکر ‏تدبیر الهی و دست غیب خدا در عرصه انقلابند و درست مثل ماتریالیستهای عالم، حضور خدا و حجت خدا را در ‏تحولات عالم و سیر تاریخ بشر انکار می کنند و ای کاش فقط انکار می کردند، به سخره می گیرند و نیشخند می زنند.‏

اما خط دوم، خط خمینی است که نه "سیاستمدار"، بلکه "حقیقتمدار" بود. او سیاست را هم از منظر معنوی می دید، ‏دست خدا را بالاتر از همه دستها به وضوح می دید، در هیچ مرحله ای از مراحل مبارزه، ماده را مستقل از معنی ندید و ‏هرگز تن به محاسبات صرفاً مادی نداد و هرچه می شد و می کرد به خدا و عالم بالا نسبت می داد.  انقلاب را کار خدا ‏می خواند، جمله های او با خدا آغاز می شد، می گفت قلب مردم را خدا منقلب کرد، خرمشهر را خدا آزاد کرد، ‏ابرقدرتها به اذن خدا نابود خواهند شد، فتوحات رزمندگان را فتح الهی می خواند زیرا فتح بدست اوست " و ما رمیت اذ ‏رمیت و لکن الله رمی". در معجزه طبس که طوفان شن، جنگنده های مهاجم آمریکایی را نابود کرد، و دقیقا آنگاه که ‏دوست و دشمن، مشغول تفسیرهای صرفا سیاسی و نظامی از ماجرا بودند او صریحاً اعلام کرد که آن شن ها مأمور خدا ‏بودند. او تحول ملت ایران را تحولی الهی می دانست و می گفت "این یک امر غیر عادی است که حاصل شده" و "از ‏اول انقلاب و پس از پیروزی تاکنون هرچه دیدیم معجزات بوده است". او می گفت "جنود غیبی همانطور که در صدر ‏اسلام بود همان تاییدات غیبی ملایکه الهی امروز هم با ماست" و "بدون توجه خاص حضرت بقیه الله (عج) کاری نمی ‏توانیم بکنیم". او همه جا جنود خداوند را می دید و از همه چیز، تفسیری الهی و ماوراء مادی داشت بی آنکه سلسله ‏عوامل ظاهری و طبیعی را انکار کند. ‏

همه جا نام مبارک ولی خدا، حضرت صاحب الامر (عج) را به عنوان صاحب اصلی انقلاب و آنکه این انقلاب را باید ‏تحویل او بدهیم برزبان می آورد، پیروزی های جبهه را به نام آن حضرت، به ثبت می رساند و پیشرفت انقلاب و اقبال ‏دلها به این نهضت را محصول عنایت ناجی بشریت و برپا کننده عدل جهانی می نامید و انقلاب خود را مقدمه انقلاب ‏جهانی ایشان می دانست.‏

ادامه  http://tashakorenghelab.persianblog.ir/post/5/



حسین ::: شنبه 5/2/88::: ساعت 12:5 عصر

سلام


این بار می خوام در مورد یه مساله مهم و چالش برانگیز بنویسم. مساله ای خیلی حیاتی و ضروری. و در واقع جواب به یه سوال مهم.
سوال اینه:
     تو این دنیای به این شلوغ پلوغی و بی در و پیکری که همه دارند کار می کنند و پول در می آرن چرا ما مردها باید نفقه و هزینه زندگی زن ها رو بدیم؟ خوب اونم که داره کار می کنه و درآمد داره! اصلا وقتی هر دومون شاغلیم چرا نباید شراکتی و دونگی حساب کنیم؟ من یه قسمت هزینه ها رو تقبل کنم خانم هم یه قسمتشو؟ مثلا پول آبو من بدم پول گاز و مخصوصا تلفنو خانوم؟
اما جواب و در واقع فلسفه پرداخت نفقه از سوی مرد:
      از نظر اسلام نفقه و هزینه ای که مرد برای همسرش میده ملاکش، فقیر بودن و ناتوان بودن و عاجز بودن زن نیست. حتی در صورت شاغل بودن زن مرد وظیفه داره هزینه زندگی او رو متقبل بشه.
     اسلام به شکل بى‏سابقه‏اى جانب زن رو در مسائل مالى و اقتصادى رعایت کرده. از طرفى به زن استقلال و آزادى کامل اقتصادى داده و دست مرد رو از مال و کار او کوتاه کرده و حق قیمومت در معاملات زن رو که در دنیاى قدیم سابقه ممتد داره و در اروپا تا اوایل قرن بیستم رایج‏بود از مرد گرفته است،و از طرف دیگر با برداشتن مسؤولیت تامین بودجه خانوادگى از دوش زن،او رو  از هر نوع اجبار و الزام براى دویدن به دنبال پول معاف کرده.

     
نکته مهم اینه که زن و مرد نباید فراموش کنند که در مساله عشق و عاشقی،از نظر طبیعت دو نقش جداگانه به عهده آنها واگذار شده.ازدواج هنگامى پایدار و مستحکم و لذت بخش است که زن و مرد در نقش طبیعى خود ظاهر بشن.
     
علت دیگر که براى لزوم نفقه زن بر مرد در کار است این است که مسؤولیت و رنج و زحمات طاقت فرساى تولد فرزند بر عهده زن گذاشته شده. آنچه در این کار از نظر طبیعى به برای مرد هست ‏یک عمل لذت بخش آنى بیش نیست.
       این زن هست که باید این مسائل و مشکلات و عواقبشونو تحمل بکنه سنگینى دوره باردارى و بیمارى مخصوص این دوره را به جان بخره،سختى زایمان و عوارض آن را تحمل بکنه ،کودک شیر بده و پرستارى بکنه. اینها همه از نیروى بدنى و عضلانى زن کم می کنه و توانایى او رو در کار و کسب کاهش مى‏ده
.
     
به علاوه زن و مرد از لحاظ نیروى کار و فعالیتهاى خشن تولیدى و اقتصادى،مشابه و مساوى آفریده نشده‏اند.زنى قادر است کانون خانوادگى رو محل آسایش و فراموشخانه گرفتاریها قرار بده که خود به اندازه مرد خسته و کوفته کار بیرون نباشد.
      علت اینکه مردان حاضرند با جان کندن پول بیارن و دو دستى تقدیم زن خود کنند تا او با گشاده دستى خرج  زندگی و سر و وضع خودش بکنه این هست که مرد نیاز روحى خود را به زن دریافته. دریافته است که خداوند زن را مایه آسایش و آرامش روح او قرار داده ه «و جعل منها زوجها لیسکن الیها، اعراف 189» دریافته است که هر اندازه موجبات آسایش و فراغ خاطر همسر خود را فراهم بکنه،غیر مستقیم به سعادت خود خدمت کرده و کانون خانوادگى خود را رونق بخشیده است;
   
      
دریافته که از دو همسر لازم است لااقل یکى مغلوب تلاشها و خستگیها نباشد تا بتواند آرامش دهنده روح دیگرى باشد،و در این تقسیم کار آن که بهتر است در معرکه زندگى وارد نبرد شود مرد هست و آن که بهتر مى‏تواند آرامش دهنده روح دیگرى باشد زن . زن از جنبه مالى و مادى نیازمند به مرد آفریده شده است و مرد از جنبه روحى.
مطالبی که نوشتم خمیر مایه اش از استاد شهید مطهری بود. من فقط یه کم راحت الحلقومش کردم تا هضمش براتون راحت تر باشه. یادش گرامی



حسین ::: جمعه 11/3/86::: ساعت 9:38 صبح


لیست کل یادداشت های این وبلاگ